مرضيه محمدزاده

850

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

بودم به رخ تو شاد و غافل * چشمى چو ستاره در كمين است اى خاك سياه سينه‌ى تست * دُرجى « 1 » كه پر از دُرّ ثمين است بنياد جهان چرا به جا ماند * گلشن خشك ابر آتشين است * * * مرثيه‌ى شهداى كربلا : بنمود رخ از جيب افق ماه محرّم * يا شعله زد از دل به فلك آه محرّم ايام خوشى در همه‌ى سال مجوييد * چون اوّل هرسال بود ماه محرّم بر قامت دهر است دراز اين سَلَبى « 2 » كش * ببريده قدر بر قد كوتاه محرّم از پرده برون نقش عزايى عجب آمد * بر زد چون فلك دامن خرگاه محرّم ره ماه محرّم به افق جست دگر بار * آمد غم آفاق به همراه محرّم نبود عجب ار دير خرامد كه ز گردون * ماهى ندميده است به اكراه محرّم چون كاست جهان را و « صباحى » به جهان نيست * جانى كه بكاهد غم جانكاه محرّم

--> ( 1 ) - دُرج : جعبه‌اى كوچك كه در آن جواهر و زينت آلات و انواع عطر نهند . صندوقچه . ( 2 ) - سَلَب : لباس و جامه .